امروز - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:44
خب از امروز بگم که روز خوبی بود و فوق العاده سردددددددددد +از اونجایی که فردا تولد بابام بود و یادم بود و مهم تر از اون با وجود اینکه دل خوشی ازش ندارم دلم نمی خواست تفاوت بین مامانمو بابام گذاشته باشم و گفتم شاید دلش بشکنه رفتم و یه شاخه گل براش از راه برگشت دانشگام خریدم و وقتی رسیدم خونه بهش دادم...
به جهنم - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:44
به درک که قبول نکردن...اصلا می خوام قبول نکنن ... +طرحای خوبی زدم ولی می گه فک نکنم باب میلشون باشه...به جهنم که باب میلشون نیس ...نکبتا... +من که چیزو از دست ندادم! تا یک شنبم بازم وقت بهمون داده ولی من دیگه وقتمو نمیزارم روی طرح زدن ... اصلا می خوام صد سال سیاه طرح براشون نزنم.. پروها... +اما هنوز...
منو و دندونم - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:44
الان دندون پزشکیم... بیحسی زدم ... برای بار اول دارمدندون درست میکنم... اخ که چقدر میترسم.... امپولشم درد داشت:(
دندون - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:44
دندونمو پانسمان کرد چون دید خونریزی دازه ادامه نداد گفت دوشنبه اون هفته بیا.... گفت اگه درد بیاد یا باید تحمل کنی یا بری پیش یکی دیگه:(دعا کنین درد نیاد توی این هشت روز... خدایا خودت کمکم کن....
خدا برا گرگ بیابون نخواد - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:44
بعد از خوردن یه استامینوفن و دوتا مفنامیک اسید بالاخره درد دندونم اروم گرفت...وای خدایا شکرت...داشت دیونم می کرد...
کم میارم گاهی خدا - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:44
این بابای من جون تو جونش کنن نفهمه... اینقدر لجم می گیره که همش مقایسم می کنه با هر خری که میرسه... اخر شبیه اعصابمو ر** توش... اه فک کرده من نمی تونم جوابشو بدم... فک کرده هیچی نمی گم خرم و نمی فهمم... فک کرده من می ترسم از اینکه منو بزنه ...هه خیلی وقته دیگه واسم عادی شده این موضوعا...خیلی وقته که...
خدایا خستم - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:44
زندگی ای که بیدار شدنش با دعوا باشه چه فایده ای داره؟!اینقدر بغض دارم که حتی دیگه بی صدا اشک ریختنم دردمو دوا نمی منه!!! خداجونم عزیز دلم من به چه قیمتی باید زجر بکشم؟!گناه من به جز دختر بودنم چی بوده هان؟!خداجونم خستم خستم از الکی قوی نشون دادن خودم... عزیز دلم به بزرگیت قسم خستم... خدایا مگه نمیگی...
خوشا آنانکه در گهواره مردن/ ک بویی از غم دنیا نبردن - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:44
صبح زود بابام پاشده دادو بیداد که چرا اینا عین حیون خوابیدنو نماز نمی خونن... هه جالبتر از اون اینه که فرق انسانو حیونو توی نماز خوندن میدونه ن توی عقلو اختیار... داداشم که پا نشد ولی منو مامانم چون میدونست به تازگی نماز می خونم اومده بهم می گه پاشو نمازتو بخون... می گم نمی خوام می خوام نخونم با کار...
دلم گرفته - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 2:35
اخیش فردا از 12 ظهر کلاس دارم تا دو بعدشم دیگه کلاس ندارم تا ساعت پنج ...این ساعتای بیکاریمو خونه نمیام بیام که چی بشه که همش استرس داشته باشم؟!؟!؟ +++خونه ی ما اونوقتایی که ارامش واقع باشه استرس هست... برام جالبه که توی خونمون هیچ وقت احساس ارامش ندارم...مثه قفس می مونه همیشه برام... درسته روزای خو...
ادمای به ظاهر خوشبخت همیشه بدبختن - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 2:35
چقدر کسل کنندست ادم هر روز صبح با فحشو دعوا بیدار بشه! +اخه میگن تنوع لازمه!!!کاشکی لااقل توی نحوه ی فحش دادنشون تغییراتی میدادن یا نمیدونم نحوه ی داد زدنشون یا کتک کاریشون... نمیدونم شاید من زیادی دنبال تنوعم...
نا خوشم - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 2:35
وای حالم خیلی بده:( حالت تهوع دارمو سر گیجه! ضعف داره بدننم ولی نمی شه چیزی خورد!!!! وای که چقدر نا خوشم...
امیدوارم - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 2:35
طراحیام مونده یک شنبه هم تعطیله اگه بتونم وقت بیشتری براشون بگیرم از استادم خیلی خوب می شه...اما اگه بشه!!:) دعام کنین لطفا...
دردو دلی اصفهانی وار :) - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 22:31
چن وقته معلوم نی چوم چم هس! ازایرا میریم می بینیم درابسس ازورا میریم میبینیم درا بسس!
خدایا مرسی که هستی - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 8:12
امشب دلشوره داشتم نمیدونم واسه چی و برای چی فقط میدونم اصلا حال خوبی نداشتم... وقتایی که با هیچ چیز هیچ چیز ارومم نمی کنه می فهمم فقط یه چیزیه که ارامش بهم میده اونم "نمازه" پاشدم نماز خوندمو بین دوتا نمازم بدون دلیلو بدون هیچ چیزی اشک ریختم نمیدونم واسه چی ولی نیاز داشتم که با خدای خودم دردو دل کنم...
درس درس درس درس - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 5:02
درسام خیلی سنگین شده دیگه کمکم باید خودمو جمعو جور کنم ... دیگه حتی وقت اینگه اینجا با حوصله پست بزارمم ندارم ... دیر به دیر میزارم پست ولی میزارم... شب همگی خوش.
! - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:49
نمیدونم چرا اینقدر پا قدم یه سریا نحسه:| +++انوقت که می گم احمقه همه فک می کنن من دشمن خونیشم!!والا احمقه دیگه...
اخه احمق بودن تا کجا؟!؟! - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:49
این از این شاخه به اون شاخه شدنش بدبختمون کرد! می ترسم بازم تصمیم بگیره بزنه به کار دیگه ای... نمیدونم چرا هر کاریم می کنه اخرش اونجوری که باید سود بهش نمیده البته اینم قبول دارم که تا میاد بار دهی داشته باشه میزنه به شغل دیگه ای... زندکیمونو با همین بی فکریاش به باد داده همیشه... وای دیونه دارم می ...
دیروز - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 11:35
دیروز بابام واس خاطره اینکه باراشو خریدن گفت بیا بریم گوشواره برات بخرم... رفتیمو هم گوشواره خریدم هم یه انگشتر هر چند من انگشترو خجالت می کشم بکنم هم گوشواره هام ساده و قشنگه هم انگشترم در عین سادگی خیلیم قشنگه... ولی خدا میدونه بعدش چه منتاییو باید تحمل کنیم +++کاشکی به جای اینچیزا یه کم روی رفتار...
توف تو این فتوشاپ - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 11:35
وای خدایا کلافه شدممممممممممممممممم دوساعته دارم طراحی می کنم حالا با یه هنگ کردن ساده همه طراحیام پریدددددددددددددد خدایا اخه من چقدر بد شانسم اصلا دیگه طراحی نمی کنم
بازم خصوصی:| - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 11:35
این کیه که کامنت خصوصی گذاشته واس من؟ ادرس وبت کو خوهر یا برادر من؟؟؟!!! +ممنون از کامنتت دوست عزیز ولی خواهشا ما رو تو خماری نذار +اقا نزارین کامنت خصوصی نزاریییییین:| من الرژی دارم به این خصوصی بودنش!

برچسب‌های مرتبط

امروز چندمه | امروز تولدمه | امروز نما | به جهنم که جهنم رفتیم | به جهنم | به جهنم که رفتی | lk k kl | دندون طلا | دندون عقل | دندون درد